X
تبلیغات
بازی تراوین

پایپینگ به زبان فارسی    
پنج‌شنبه 14 فروردین‌ماه سال 1393

در این مطلب قصد دارم جزوه ای را تقدیم تان کنم دربارۀ استانداردهای کاربردی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی. این جزوه را آقای مهندس منوچهر تقوی از افراد کارکشته با سال ها تجربه در اجرای پروژه های نفت و گاز تهیه کرده اند که از سوابق ایشان مدیریت شرکت کنترل کیفیت IS در پروژۀ فازهای 17و18 است.

جزوه ای که در پایان این مطلب لینک دانلودش را مشاهده خواهید کرد 96 صفحه است و خلاصه ای از نکات استانداردهای API، AWS و ASME را به صورت آموزشی بیان کرده است. مطالب آن منحصر به پایپینگ نیست و به مخازن هم پرداخته است.

در پایان ضمن تشکر از آقای مهندس تقوی لازم است یادآوری کنم که برای انتشار این جزوه از ایشان اجازه گرفته ام. همچنین کتابی که در حقیقت تکمیل شدۀ جزوۀ پیش روست و علاوه بر موارد بالا، استانداردهای ASTM و IPS را هم پوشش می دهد با حجمی 5 برابر این جزوه در بازار کتاب موجود است و به زودی چاپ سوم آن هم به بازار خواهد آمد که شما را به خرید آن توصیه می کنم.

لینک دانلود جزوه

یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1392

تکیه گاه و آویز فنری در کجا به کار می رود؟

به شکل بالا توجه کنید. دو لولۀ قهوه ای رنگی که در شکل می بینید، به یک برج (column) متصل شده اند و وزن لوله های اتصالی به برج پس از طی مسیری چند متری روی سازۀ فلزی افتاده است. همانطور که در شکل هم مشاهده می کنید، وزن لوله ها از طریق آویز به سازه منتقل شده و استوانه ای که در بالای آویزها دیده می شود، نشان دهندۀ بخش فنری آویز است، یعنی آویزها از نوع  فنری اند (spring hanger). اما سوال اینجاست که چرا و در چه مواردی از تکیه گاه یا آویز فنری استفاده می شود؟

 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

چهارشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1392

سیستم های آب آتش نشانی

در پروژه های پالایشگاه های گازی پارس جنوبی (فازها) برای آتش نشانی از آب استفاده می شود (از پتروشیمی ها اطلاع دقیقی ندارم، اما قاعدتا نباید تفاوت چندانی داشته باشند)، که این آب در وهلۀ اول آب شیرینی است که از شیرین سازی آب دریا به دست آمده است. اما با توجه به محدودیت ذخیرۀ آب شیرین در پالایشگاه و زمان بر بودن فرایند تولید آن و اینکه در زمان آتش سوزی های گسترده، لازم است آب با حجم بالا استفاده شود، چاره ای جز استفاده از آب دریا باقی نمی ماند و به همین دلیل، لوله های انتقال آب آتش نشانی را طوری طراحی می کنند که توانایی انتقال آب دریا با خورندگی بسیار بالا را داشته باشند. برای تطبیق با این شرایط خوردنده، لوله های انتقال آب آتش نشانی در حالت زیرزمینی از جنس GRP طراحی و اجرا می شوند که لوله هایی کم  هزینه و مقاوم در برابر آب دریا هستند. اما در شرایط روی زمین، لوله های GRP به خاطر آسیب پذیر بودن در برابر آتش قابل استفاده نیستند و به جای آنها از لوله هایی از آلیاژ مس-نیکل (Cu-Ni) استفاده می شود. با این حال برای کاستن از هزینه ها کوشش می شود تا جای ممکن برای انتقال آب آتش نشانی، لوله ها را از زیر زمین عبور داده و تنها در داخل واحدها (بخش های جغرافیایی جدا شده از هم در پالایشگاه) این لوله ها به بالای زمین منتقل می شوند.

 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

پنج‌شنبه 18 مهر‌ماه سال 1392

در این مطلب می خواهم با تکیه بر شکل های موجود در یک صفحه از مدرک standard support توضیحاتی را دربارۀ انواع تکیه گاه خدمتتان عرض کنم. در آغاز لازم است فــــایل را دانلود کنید و بعد توضیحات زیر توجه فرمایید.

ساده ترین ساپورت، حالتی است که لولۀ لخت (بدون عایق) (bare) روی سازه (تیر افقی) می نشیند. این حالت مستلزم هیچ گونه تغییری در لوله نیست و در برخی از پروژه ها حتی در نقشه های آیزومتریک هم این حالت نشان داده نمی شود.

این نوع از تکیه گاه طبیعتا برای لوله هایی است که قرار نیست عایق شوند. از طرفی تنها در لوله های با قطر کم و متوسط می توان لوله را مستقیم روی سازه نشاند. زیرا با افزایش قطر، وزن لوله و سیال درون آن افزایش می یابد و چنانچه لوله از یک نقطه روی یک جسم سفت قرار گرفته و وزن آن روی همین یک نقطه (یک خط در راستای طولی) وارد شود، لوله تحمل وزن وارد شده را نداشته و از آن نقطه فرو می رود (تنش هرتز). پس در لوله های با قطر بالا (20 تا 26 اینچ و بالاتر، بسته به ضخامت لوله) باید وزن لوله روی یک پوسته (pad) توزیع شده و از طریق پوسته به سازه منتقل شود (شکل پایین سمت چپ). البته در قطرهای 28 اینچ و بالاتر همین پوسته هم جواب نمی دهد و باید زین (saddle) زیر لوله قرار گیرد تا وزن آن را اول به یک پوسته، بعد به چند ورق از جنس لوله و سپس به سازه منتقل کند.

به جز حالتی که در بالا گفتیم شرایطی هست که از نشستن مستقیم لوله روی سازه جلوگیری می کند. مثلا چنانچه قرار باشد لوله عایق گردد، باید از سازۀ زیرین اش فاصله داشته باشد تا عایق بتواند دور لوله را به طور کامل بپوشاند. در این حالت یک کفشک (shoe) در زیر لوله قرار می گیرد (شکل های بالای صفحه).

شکل های ردیف دوم مشابه شکل های بالا هستند با این تفاوت که در زیر آنها یک تکه ورق تفلون (PTFE) قرار گرفته است. دو عامل می تواند باعث این کار باشد:

 1- ایجاد عایق الکتریکی میان لوله و سازۀ نگهدارنده. این حالت در شرایطی اتفاق می افتد که جنس لوله متفاوت از جنس سازه است (مثلا گالوانیزه، فولاد زنگ نزن (stainless steel) یا Cu-Ni). در این حالت به دلیل اینکه وجود تماس الکتریکی باعث خوردگی لوله می شود، لازم است این تماس قطع شود که این کار با قطعۀ تفلون انجام می گیرد.

 2- لوله های با قطر خیلی بالا (بالاتر از 40 اینچ) که وزن زیادی را به تکیه گاه منتقل می کنند و حرکت های ناشی از تغییر دمای آنها می تواند نیروی افقی زیادی را به سازه منتقل کند (نیروی افقی =  نیروی وزن ضرب در ضریب اصطکاک). اما ضریب اصطکاک فلز صیقلی با تفلون 0.1 است که از ضریب اصطکاک فلز با فلز (0.3) بسیار کمتر است.

شکل های ردیف سوم مربوط به مهار وزن لوله های غیرفلزی (مثلا GRP) است. لوله های GRP معمولا ترد هستند و نشاندن مستقیم آنها روی سازه می تواند باعث آسیب به آنها شود. به همین دلیل یک ورق لاستیکی به دور آنها پیچیده شده و یک غلاف (clamp) که روی کفشک جوش شده به دور آنها محکم می شود. در این حالت وزن لوله توزیع شده و احتمال شکستگی از میان می رود. البته استفاده از غلاف به این حالت محدود نمی شود و تکیه گاههای لوله های NACE هم در شرایطی که نیروی افقی زیادی به آنها وارد نمی شود به صورت غلافی اجرا می شوند. دلیل آن هم می تواند دوری گزیدن از جوشکاری باشد. چنانچه لوله های NACE جوشکاری شوند بعد از آن باید عملیات گرمایی تنش زدایی صورت گیرد که برای جلوگیری از این کار ساپورت به صورت غیرجوشی اجرا می شود.

شکل های ردیف چهارم مشابه ردیف سوم اند با این تفاوت که در زیر آنها قطعۀ تفلون قرار گرفته است.

ردیف پنجم سمت چپ را در بالا توضیح دادیم و موارد سمت راستی هم حالت سادۀ لوله لخت هستند که به خاطر تفاوت فلز سازندۀ لوله با سازه، قطعۀ تفلون در زیر لوله قرار گرفته است.

یکشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1392

 سلام

خوشحالم که این بار با مطلبی پروپیمان در خدمتتان هستم.

شیرهای فشارشکن یا شیرهای اطمینان فشار با نام انگلیسی Pressure Safety Valve (PSV) شیرهایی هستند که به طور خودکار عمل کرده و وظیفه شان تخلیۀ گاز موجود در یک مخزن یا لوله است برای جلوگیری از بالا رفتن بیش از حد فشار. برای نصب این شیرها به طور معمول در طبقۀ آخر پایپ رک ها سکو (platform) قرار می دهند تا کارکنان بتوانند روی آن راه بروند و شیرهای فشارشکن را در آنجا نصب می کنند.


 

مقصد گازهای خروجی از این شیرها دو جا می تواند باشد: فضای باز و فلر. چنانچه گازهای خروجی از این شیرها بی خطر باشند، مثل بخار آب یا هوای فشرده، لولۀ خروجی آنها می تواند با فاصله ای ایمن از روی سکو به فضای آزاد باز شود. معمولا برای کاهش سروصدای گازهای خروجی، یک زانویی 45° هم در خروجی این لوله ها نصب می کنند (شکل 1). اما چنانچه گازهای خروجی این شیرها آتش زا یا خطرناک باشد، این گازها باید به فلر تخلیه شوند (شکل 2).

شکل 2

 نکتۀ دیگری که دربارۀ این شیرها باید گفت این است که قطر لولۀ خروجی این شیرها همیشه از لولۀ ورودی شان بیشتر است. زیرا همانطور که وظیفۀ این شیرها اقتضا می کند، فشار گاز پس از خروج از آنها می افتد، که این حالت باعث افزایش حجم گاز می شود. اما به این دلیل که برای محدود شدن افت فشار، طراح محدودیت سرعت را در خطوط در نظر می گیرد، و با توجه به افزایش حجم، قطر لوله باید افزایش یابد تا لوله بتواند حجم افزایش یافته را منتقل کند.

نکتۀ بعدی این است که به دلیل حساسیت عملکرد و احتمال خرابی و نیاز به تنظیم این شیرها که به وفور هم اتفاق می افتد، آنها را به صورت دوتایی یا چندتایی موازی هم نصب می کنند. اما لازمۀ برداشته شدن شیرها این است که جریان عبوری از آنها قطع شود. بدین منظور دو شیر (معمولا توپی) در بالادست و پایین دست آنها قرار می گیرد تا در صورت لزوم بسته شوند تا بتوان شیر فشارشکن را باز کرد. به این شیرها که برای جدا کردن شیر فشارشکن از جریان به کار می روند شیر جدا کننده (isolation valve) یا (block valve) می گویند. شیر فشارشکنی که فعال است و قرار است در صورت لزوم عمل کند، شیرهای جدا کنندۀ اطرافش در حالت باز قفل می شوند (lock open)، و شیرهای بالادست و پایین دست شیر مجاور که قرار نیست عمل کند، در حالت بسته قفل می شود (lock close). علت قفل شدن شیرها هم این است کارکنان، این شیرها را به اشتباه از حالت اصلی شان خارج نکنند تا باعث بروز شرایط خطرناک شود. این شیرها در مواردی که خط به فلر تخلیه می شود، از نوع توپی (ball) هستند و به صورت full bore طراحی می شوند تا کمترین افت را در خط ایجاد کنند. اصولا یکی از معیارهایی که در محاسبات تعیین قطر خط ورودی به این شیرها انجام می شود این است که افت فشار از مخزن تحت فشار تا این شیرها نباید از 3% فشار کاری خط بیشتر باشد. و نکتۀ آخر این که اندازه گذاری این خطوط تابع روابط ریاضی خاص خود است و همیشه دهانۀ شیرها یک یا چند شماره از لوله های اتصالی به آنها کوچکتر است. مثلا در شکل 2 خط خروجی از درام 6 اینچ قطر دارد، پیش از ورود به شیر فشارشکن، قطر آن به 3 اینچ می رسد، قطر دهانۀ خروجی شیر فشارشکن 6 اینچ است و سپس قطر خط به 10 اینچ می رسد.

حالا با توجه به مواردی که گفته شد، سراغ دو اشکال در طراحی لوله کشی اطراف این شیرها می رویم. در شکل 3 سرویس خط هوای فرایندی است و خروجی شیر فشارشکن به هوا تخلیه می شود. اما طراح، مشابه خطوط تخلیه شونده به فلر دو خط خروجی را ادغام کرده و سپس آن را به هوا تخلیه کرده است، در حالی که خیلی راحت می توانست این دو خط را بدون ادغام کردن، مشابه شکل 1 به هوا تخلیه کند. با برگرداندن طراحی به صورت شکل 1 می توان دو شیر توپی full bore که بار مالی زیادی دارد، دو جفت فلنج و یک سه راهی را حذف و در هزینۀ آنها صرفه جویی کرد.


اشکال بعدی مربوط به شکل 4 است. در این شکل قطر خط ورودی به شیر فشارشکن و خط خروجی از آن 16 اینچ است (این جزو موارد استثناست که قطر لوله های ورودی و خروجی برابر است). قطر دهانۀ ورودی شیر 6 اینچ و قطر دهانۀ خروجی آن 10 می باشد. یعنی خط 16 ورودی باید پیش از اتصال به شیر فشارشکن تبدیل به 6 اینچ شود، اما این تغییر قطر باید تا جای ممکن دیرتر صورت گیرد تا کمترین افت در خط ایجاد شود. اما در این شکل گویا طراح برای تغییر قطر عجله داشته و دقیقا پس از شیر جدا کننده این کار را انجام داده است که نتیجه اش افت 10 درصدی فشار است، در حالی که افت فشار باید به 3 درصد محدود شود. برای اصلاح این طراحی باید تغییر قطر در زیر شیر فشارشکن صورت گیرد.

   1       2       3       4       5       ...       11    >>